بازاریابی 4p چیست؟ راهنمای کامل آمیخته بازاریابی
بازاریابی 4P چیست؟ مدلی استراتژیک که از دهه ۱۹۵۰ معرفی شد و همچنان یکی از پایههای اصلی بازاریابی محسوب میشود.
بازاریابی 4P چیست؟ مدلی استراتژیک که از دهه ۱۹۵۰ معرفی شد و همچنان یکی از پایههای اصلی بازاریابی محسوب میشود.
یکی از معروفترین و کاربردیترین چارچوبهایی که سالهاست در حوزه بازاریابی مورد توجه قرار گرفته، مدل 4p است. بازاریابی در دنیای رقابتی امروز تنها به تبلیغات یا فروش ختم نمیشود؛ بلکه مجموعهای هماهنگ از تصمیمات و فرایندهاست که میتواند سرنوشت یک کسبوکار را تغییر دهد. مدیران و صاحبان کسبوکار برای اینکه بتوانند محصول یا خدمت خود را در ذهن مشتری ماندگار کنند و سهم بیشتری از بازار بهدست آورند، نیازمند چارچوبی عملی و قابلاتکا هستند.
بازاریابی 4p به کسبوکارها کمک میکند تا با نگاهی ساختارمند، مسیر بازاریابی خود را مشخص کرده و استراتژیهای مؤثرتری طراحی کنند. در ادامه، ابتدا به تعریف این مدل پرداخته و سپس نقش هر بخش آن را بررسی خواهیم کرد.
بازاریابی 4p به مجموعه تصمیمات اصلی گفته میشود که یک کسبوکار برای عرضه موفق یک محصول به بازار اتخاذ میکند: اینکه چه محصولی ارائه میشود (Product)، با چه قیمتی عرضه میشود (Price)، در کدام محل یا کانال در دسترس قرار میگیرد (Place) و چگونه مورد ترفیع و تبلیغ قرار میگیرد (Promotion). این چهار بخش که با عنوان «آمیخته بازاریابی 4p» شناخته میشوند، چارچوبی ساختارمند برای ورود و حضور مؤثر یک محصول یا خدمت در بازار ایجاد میکنند.
این مدل نخستینبار در دهه ۱۹۵۰ توسعه یافت و پایه استراتژیهای اولیه بازاریابی را شکل داد. سپس با گذشت زمان و تغییر نیازهای بازار، سه عنصر دیگر نیز به آن افزوده شد: افراد (people)، فرایند (process) و شواهد فیزیکی (physical evidence) تا بتواند طیف گستردهتری از الزامات بازاریابی نوین را پوشش دهد.
این مدل بازاریابی نخستینبار توسط نیل بوردن، استاد تبلیغات دانشگاه هاروارد، در دهه ۱۹۵۰ مطرح شد. مفاهیمی که او معرفی کرد، بعدها بهعنوان مدل بازاریابی 4p شناخته شد. بوردن در مقاله معروف خود با عنوان «The Concept of the Marketing Mix» در سال ۱۹۶۴ نشان داد که شرکتها چگونه میتوانند از تاکتیکهای تبلیغاتی برای جلب و درگیر کردن مخاطبان استفاده کنند. با گذشت دههها، مدل بازاریابی 4p همچنان توسط شرکتها برای تبلیغ و عرضه محصولات و خدمات به کار میرود.
ایدههای بوردن در طول زمان توسط صاحبنظران دیگر توسعه یافت. جروم مککارتی، استاد بازاریابی دانشگاه ایالتی میشیگان، مفاهیم مطرحشده توسط بوردن را تکمیل کرد و نام «چهار P» بازاریابی را بر آن گذاشت.
با انتشار کتاب «Basic Marketing: A Managerial Approach»، آمیخته بازاریابی 4p بیش از پیش مطرح و شناخته شد.
در زمان معرفی آمیخته بازاریابی 4p به شرکتها کمک میکرد تا بر محدودیتهای فیزیکی و کانالهای محدود توزیع غلبه کنند. امروزه اینترنت بخش عمدهای از این موانع را برطرف کرده است.
در ادامه به چهار جزء تشکیل دهنده این مدل بازاریابی محبوب میپردازیم:
هر فعالیت بازاریابی باید با شناخت دقیق محصول آغاز شود؛ اینکه چه نیازی را برطرف میکند، چرا مشتری به آن احتیاج دارد و چه ویژگیای دارد که رقبا ارائه نمیکنند. گاهی محصول چنان جدید یا خلاقانه است که تنها شکل یا کارکرد آن، خود باعث جلب مشتری میشود.
در آمیخته بازاریابی 4p، تعریف محصول یکی از وظایف اصلی بازاریاب است؛ معرفی ویژگیها، مزایا و ایجاد تصویر درست در ذهن مشتری. شناخت محصول همچنین برای انتخاب روش توزیع حیاتی است. یک بازاریاب باید چرخه عمر محصول را بشناسد و مدیران باید برای هر مرحله از آن برنامهریزی داشته باشند.
نوع محصول بر قیمتگذاری، نحوه عرضه و روش ترفیع نیز تأثیر میگذارد. بسیاری از محصولات موفق، اولین نمونه در دسته خود بودهاند. برای مثال، اپل نخستین شرکتی بود که گوشی هوشمند مجهز به صفحهنمایش لمسی را با قابلیت پخش موسیقی، وبگردی و تماس عرضه کرد. اپل تنها در سال ۲۰۲۴، بیش از ۲۰۱ میلیارد دلار فروش آیفون ثبت کرد و در سال ۲۰۲۱ با عرضه آیفون 13، از مرز دو میلیارد دستگاه فروش عبور کرد.
قیمت مبلغی است که مشتری حاضر است برای محصول پرداخت کند. در مدل بازاریابی 4p، قیمت باید با ارزش واقعی و ادراکشده محصول هماهنگ باشد و در عین حال هزینه تولید، تخفیفهای فصلی، قیمت رقبا و حاشیه سود در نظر گرفته شود.
گاهی شرکتها برای ایجاد تصور لوکس یا انحصاری بودن، قیمت را افزایش میدهند و گاهی قیمت را کاهش میدهند تا مشتریان بیشتری محصول را امتحان کنند. تصمیمگیری درباره زمان و میزان تخفیف نیز اهمیت دارد؛ تخفیف میتواند مشتری جذب کند، اما ممکن است برداشت منفی از ارزش محصول ایجاد کند.
برای نمونه، برند ژاپنی Uniqlo، همچون Zara و Gap پوشاک مقرونبهصرفه و مدرن تولید میکند، اما آنچه Uniqlo را متمایز میکند، کیفیت بالا و نوآوری در کنار قیمت کم است. این شرکت با خرید عمده پارچه، همکاری نزدیک با تولیدکنندهها و حضور منظم کارشناسان کنترل کیفیت در کارخانهها، محصولاتی باکیفیت و کمهزینه ارائه میدهد.
«مکان» در آمیخته بازاریابی 4p یعنی اینکه محصول کجا و چگونه عرضه شود؛ فروشگاههای فیزیکی، فروش آنلاین یا هر کانال دیگر. انتخاب صحیح محل عرضه بسیار مهم است. برای مثال، یک برند آرایشی لوکس در فروشگاهی مانند Sephora نمایش بهتری خواهد داشت تا یک فروشگاه تخفیفی.
هدف همیشه این است که محصول در معرض دید مشتریان اصلی قرار گیرد؛ یعنی همان افرادی که بیشترین احتمال خرید را دارند. «Placement» همچنین شامل نمایش مناسب محصول و تبلیغ در رسانههایی است که بیشترین ارتباط را با مخاطب هدف دارند.
برای نمونه، در فیلم «GoldenEye» در سال ۱۹۹۵، خودرو جیمز باند بهجای آستون مارتین، BMW Z3 بود. این خودرو ماهها پس از اکران فیلم وارد بازار شد، اما تنها در ماه اول پس از انتشار فیلم، ۹۰۰۰ سفارش ثبت کرد.
هدف ترفیع این است که به مشتری نشان داده شود محصول مورد نیاز او است و قیمتگذاری مناسبی دارد. این بخش شامل تبلیغات، روابط عمومی و استراتژیهای رسانهای برای معرفی محصول است.
در فضای دیجیتال، «مکان» و «ترفیع» بیش از گذشته به هم پیوستهاند: نحوه نمایش محصول در وبسایت، شبکههای اجتماعی یا حتی نتایج جستجوی اینترنتی بخشی از آمیخته بازاریابی 4p است.
نمونه مشهور آن کمپین تبلیغاتی برند Absolut است. این شرکت در سال ۱۹۸۰ تنها ۱۰ هزار جعبه ودکا فروخت، اما با کمپین خلاقانه و ماندگار خود—نمایش بطری در تصاویر سورئال—تا سال ۲۰۰۰ میزان فروش خود را به ۴.۵ میلیون جعبه رساند. این کمپین از ۱۹۸۱ تا ۲۰۰۵ یکی از طولانیترین کمپینهای تبلیغاتی تاریخ بوده است.
چهار P، چارچوبی کاربردی برای طراحی استراتژی بازاریابی ارائه میدهند. هنگام برنامهریزی، باید هر یک از این عوامل را بهصورت جداگانه بررسی کرد، اما طبیعی است که در عمل میان آنها همپوشانی وجود داشته باشد.
نخستین گام، تحلیل محصولی است که قرار است بازاریابی شود. ویژگیهایی که آن را برای مشتری جذاب میکنند باید شناسایی شوند. مقایسه با محصولات مشابه موجود در بازار ضروری است. ممکن است محصول شما مقاومتر، کاربرپسندتر، زیباتر یا بادوامتر باشد. یا شاید مواد اولیه آن طبیعی، سازگار با محیطزیست یا متفاوت از رقبا باشد. هدف این است که مشخص کنیم چه خصوصیاتی موجب جذابیت محصول برای مخاطبان هدف خواهند شد.
پس از آن، باید قیمت مناسب تعیین شود. قیمتگذاری تنها هزینه تولید بهعلاوه سود نیست؛ ممکن است بخواهید محصول را بهعنوان کالایی لوکس و ممتاز یا گزینهای اقتصادی و مقرونبهصرفه معرفی کنید.
در بخش «مکان» در مدل بازاریابی 4p، باید مشخص شود محصول در چه نوع فروشگاهها یا کانالهای آنلاین عرضه خواهد شد؛ یعنی جاهایی که مشتریان هدف معمولاً خریدهای مشابه را انجام میدهند.
و در نهایت، برنامههای ترفیع باید با توجه به ویژگیهای مشتری هدف انتخاب شوند. شاید محصول برای مشتریان جوان و مدرن، متخصصان طبقه متوسط رو به بالا یا خریداران حساس به قیمت جذاب باشد؛ بنابراین استراتژی رسانهای باید پیام مناسب را از کانال درست به مخاطب درست منتقل کند.
برای درک بهتر نحوه استفاده از مدل بازاریابی 4p، یک شرکت فرضی در حوزه محصولات مراقبت از پوست را در نظر میگیریم که تولیدکننده محصولات ارگانیک است. در این نمونه، هر بخش از آمیخته بازاریابی 4p به شکل زیر بهکار گرفته میشود:
این شرکت مجموعهای از محصولات ارگانیک مانند پاککنندهها، مرطوبکنندهها و سرمهای پوستی تولید میکند. تمامی محصولات با مواد اولیه طبیعی و بدون مواد شیمیایی مضر تهیه شدهاند و هدف آنها کمک به داشتن پوستی سالم، شفاف و شاداب است.
استراتژی قیمتگذاری در سطح محصولات پریمیوم یا ردهبالا قرار دارد تا کیفیت بالای مواد اولیه و تعهد برند به پایداری محیطزیستی و تأمین اخلاقی مواد اولیه را منعکس کند.
محصولات از طریق کانالهای متنوعی عرضه میشوند؛ از جمله وبسایت رسمی شرکت، فروشگاههای منتخب عرضهکننده محصولات ارگانیک و همچنین اسپاها و سالنهای زیبایی لوکس. این روش توزیع، محصولات را در دسترس مشتریانی قرار میدهد که بهدنبال گزینههای طبیعی و سالم برای مراقبت از پوست خود هستند.
تمرکز فعالیتهای ترفیعی شرکت بر معرفی مزایای مراقبت پوستی ارگانیک است؛ مانند تغذیه پوست، آبرسانی و جوانسازی. این اقدامات شامل کمپینهای شبکههای اجتماعی، همکاری با اینفلوئنسرها و تولید محتوای آموزشی درباره اهمیت استفاده از محصولات غیرسمی در روتین مراقبت از پوست است.
در بازاریابی، معمولاً از چهار P شامل محصول (Product)، قیمت (Price)، مکان (Place) و ترفیع (Promotion) بهعنوان اجزای اصلی یک برنامه بازاریابی یاد میشود؛ اما در سال ۱۹۹۰، باب لاوتربورن رویکرد تازهای پیشنهاد کرد و آنها را با چهار C جایگزین نمود: مصرفکننده (Consumer)، هزینه (Cost)، سهولت دسترسی (Convenience) و ارتباطات (Communication). هدف این مدل آن بود که تمرکز از چیزی که شرکت میفروشد (P ها) به سمت نیازها و تجربه مشتری (C ها) منتقل شود.
در این نگاه جدید:
امروزه حتی مدل تازهتری نیز معرفی شده است که با عنوان 4E شناخته میشود: تجربه (Experience)، مبادله (Exchange)، ترویج دهانبهدهان برند (Evangelism) و حضور در همه جا (Everyplace). هدف این مدل، ایجاد تجربههای ماندگار و ارتباط احساسی میان برند و مصرفکننده است.
شرکت اپل یکی از نمونههای موفق بهکارگیری آمیخته بازاریابی 4p است. این برند جهانی، هر یک از عناصر مدل بازاریابی 4p را به شکل زیر بهکار میگیرد:
چهار P بازاریابی—محصول، قیمت، مکان و ترفیع—که اغلب با عنوان آمیخته بازاریابی 4p شناخته میشوند، از اجزای کلیدی در برنامهریزی و بازاریابی یک محصول یا خدمت به شمار میروند. این عناصر بهطور قابلتوجهی با یکدیگر در تعامل هستند و توجه همزمان به همه آنها، رویکردی جامع و مؤثر برای تدوین یک استراتژی بازاریابی کامل ایجاد میکند.
مدل بازاریابی 4p در شرایط مختلف کاربرد دارد؛ از جمله هنگام برنامهریزی برای عرضه یک محصول جدید، ارزیابی عملکرد یک محصول موجود یا تلاش برای بهینهسازی فروش آن.
بررسی دقیق چهار عنصر محصول، قیمت، مکان و ترفیع به بازاریابان کمک میکند استراتژیای تدوین کنند که بتواند یک محصول را بهطور موفقیتآمیز در بازار معرفی یا بازمعرفی کند. تحلیل درست این عوامل، مسیر فروش، جایگاهسازی و ارتباط با مشتری را روشنتر و اثربخشتر میسازد.
مدل بازاریابی 4p هم برای محصولات فیزیکی و هم خدمات قابل استفاده است، اما برای خدمات باید تمرکز بیشتری روی بخشهایی مانند «فرایند» و «شواهد فیزیکی» داشته باشید، زیرا خدمات ناملموس هستند و تجربه مشتری اهمیت بیشتری پیدا میکند.
عناصر 4p بهطور طبیعی با یکدیگر همپوشانی دارند و اجرای همزمان آنها باعث انسجام بیشتر است. برای مثال، استراتژی قیمت و ترفیع باید با نوع محصول و کانال توزیع هماهنگ باشد تا تجربه مشتری یکپارچه شود.
در بازارهای بینالمللی، باید هر یک از P ها را با توجه به فرهنگ، قوانین، اقتصاد و عادات خرید هر کشور تطبیق دهید. برای مثال، قیمتگذاری، کانال توزیع و پیامهای تبلیغاتی ممکن است در هر بازار متفاوت باشند.
خیر، برعکس، مدل 4p چارچوبی منعطف است که به بازاریابان اجازه میدهد گزینهها را تحلیل و نوآوری را هدفمند انجام دهند. نوآوری میتواند در محصول، روش تبلیغ، قیمتگذاری خلاقانه یا کانالهای توزیع متفاوت اعمال شود.
بله مدل بازاریابی 4p حتی برای کسبوکارهای کوچک و استارتاپها بسیار کاربردی است، زیرا به آنها چارچوبی روشن برای تعریف محصول، تعیین قیمت، انتخاب کانالهای مناسب و برنامهریزی تبلیغات میدهد و منابع محدود را هدفمند استفاده میکند.
نظرات شما